برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
تو خود ای گوهرِ یکدانه کجایی آخِر / کز غمت دیدۀ مردم، همه دریا باشد ؟
از بنِ هر مژهام آب روان است، بیا / اگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
چشمت از ناز، به حافظ نکند میل، آری / سرگرانی صفتِ نرگسِ رعنا باشد
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
دلا، ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش / که بد به خاطر امّیدوارِ ما نرسد
چنان بِزی، که اگر خاکِ ره شوی، کس را / غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
( غزلیّات حافظ )
در بیت دوم : خاک راه شدن : کنایه از مردن و به خاک تبدیل شدن - غبار خاطر : استعاره از آزردگی و پریشانی دل - رهگذر ما : راه عبوری که ما در آنجا مرده ایم و به خاک بدل گشته ایم، راهی که تربت و قبر ما در آن واقع است
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
نمانَد به کس روزِ سختی نه رنج / نه آسانی و شادمانی، نه گنج
بد و نیک بر ما همی بگذرد / نباشد دژم هر که دارد خرد
( شاهنامه فردوسی بزرگ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
دَمی با غم به سر بردن، جهان یکسر نمیارزد / به مَی بفروش دلقِ ما کز این بهتر نمیارزد
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او درج است / کلاهی دلکش است، امّا به ترکِ سر نمیارزد
چه آسان مینمود اوّل، غمِ دریا به بویِ سود / غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و، از دنیایِ دون بگذر / که یک جَو منّت دونان، دو صد من زر نمیارزد
( غزلیّات حافظ )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
چو پیشِ صبح، روشن شد که حالِ مِهر گردون چیست / برآمد، خندۀ خوش بر غرورِ کامگاران زد
( غزلیّات حافظ )
مهر گردون : ایهام دارد 1) خورشید آسمان 2) مهر و محبت فلک - معنی بیت : وقتی برای صبح آشکار شد که لطف روزگار زودگذر است و یا خورشید آسمان پایدار نیست وبه زودی غروب خواهد کرد، طلوع کرد و از روی تمسخر، بر کسانی که به کامروایی خود مغرور بودند، خنده ای زد
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی