خرید بک لینک
سخن فردوسی در انتهای پادشاهی لهراسپ که گیتی نمانَد همی بر کسی / چو ماند به تن رنج ماند بسی چنین است گیهانِ ناپایدار / بَرو تخمِ بد تا توانی مکار همی خواهم از دادگر یک خدای / که چندان بمانم به گیتی به جای که این نامۀ شهریارانِ پیش / بپیوندم از خوب گفتارِ خویش از آن پس تنِ جانور خاکراست / سخنگویج

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:32

غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل / شاید که چو وابینی، خیرِ تو در این باشد جامِ می و خونِ دل، هر یک به کسی دادند / در دایرۀ قسمت، اوضاع، چنین باشد در کارِ گلاب و گُل، حکمِ ازلی این بود / کاین شاهدِ بازاری، و آن پردهنشین باشد ( غزلیّات حافظ ) در بیت دوم : جام می : کنایه از شادی و خوشگذرانی – خو

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:48

خوش است خلوت اگر یار، یارِ من باشد / نه من بسوزم و، او شمعِ انجمن باشد من آن نگینِ سلیمان به هیچ نستانم / که گاهگاه بر او دستِ اهرمن باشد همای گو مفِکن سایۀ شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد ( غزلیّات حافظ ) در بیت دوم : خواجه در ادامۀ بیت قبل یار خود را به انگشتری سلیمان و اغیار را

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:22

تو خود ای گوهرِ یکدانه کجایی آخِر / کز غمت دیدۀ مردم، همه دریا باشد ؟

از بنِ هر مژهام آب روان است، بیا / اگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد

چشمت از ناز، به حافظ نکند میل، آری / سرگرانی صفتِ نرگسِ رعنا باشد

( غزلیّات حافظ )


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

من و انکارِ شراب، این چه حکایت باشد ؟ / غالباً این قدَرم عقل و کفایت باشد تا به غایت، رهِ میخانه نمیدانستم / ورنه مستوریِ ما تا به چه غایت باشد زاهد و عُجب و نماز و، من و مستیّ و نیاز / تا تو را خود ز میان، با که عنایت باشد زاهد ار راه به رندی نبَرد، معذور است / عشق، کاری است که موقوفِ هدایت باشد م

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بیغش باشد / ای بسا خرقه که مستوجبِ آتش باشد صوفیِ ما که ز وِردِ سحری مست شدی / شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بوَد گر محکِ تجربه آید به میان / تا سیهروی شود هر که در او غش باشد نازپروردِ تنعّم نبَرد راه به دوست / عاشقی شیوۀ رندانِ بلاکَش باشد غمِ دنییِّ دنی چند خوری ؟ ب

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

دلا، ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش / که بد به خاطر امّیدوارِ ما نرسد

چنان بِزی، که اگر خاکِ ره شوی، کس را / غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد

( غزلیّات حافظ )

در بیت دوم : خاک راه شدن : کنایه از مردن و به خاک تبدیل شدن - غبار خاطر : استعاره از آزردگی و پریشانی دل - رهگذر ما : راه عبوری که ما در آنجا مرده ایم و به خاک بدل گشته ایم، راهی که تربت و قبر ما در آن واقع است


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 21:33

نمانَد به کس روزِ سختی نه رنج / نه آسانی و شادمانی، نه گنج

بد و نیک بر ما همی بگذرد / نباشد دژم هر که دارد خرد

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:01

من آن شکلِ صنوبر را ز باغِ دیده برکندم / که هر گُل کز غمش بشکفت، محنت بار میآورد فروغِ ماه میدیدم ز بامِ قصرِ او روشن / که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار میآورد عفَااللَّه چینِ ابرویش اگرچه ناتوانم کرد / به عشوه هم پیامی بر سرِ بیمار میآورد ( غزلیّات حافظ ) در بیت دوم : روی در دیوار آوردن : ک

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:01

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی بزرگ گرامی باد قسمتی از ابتدای داستان سهراب : اگر تندبادی برآید ز کُنج / به خاک افکند نارسیده تُرُنج ستمکاره خوانیمش، ار دادگر / هنرمند دانیمش، ار بیهنر ؟ اگر مرگ داد است، بیداد چیست ؟ / ز داد این همه بانگ و فریاد چیست ؟ ازین راز جانِ تو آگاه نیست / بدین پرده ا

برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:01

صفحه بندی